مجهول
40
خلاصه شرح تعرف ( فارسى )
و از آن كه از ملك خالى باشند فقراشان خوانند . و بعضى گفتند كه : فقير آن باشد كه نه مالك باشد و نه مملوك . و گفتند كه : صوفى آن بود كه ملك ندارد و اگر ملك يابد بدهد . و گفتند : از بهر لباس مر ايشان را صوفى خواندند از بهر آن كه ايشان به حظ نفس جامهء نرم نپوشيدند چه پشمينهها و پلاسهاى درشت پوشيدند ستر عورت را و قناعت كردند . و اين جمله احوال اهل صفه است كه در زمان پيغمبر صلوات اللّه عليه بودند : و ايشان غريب و فقير و مهاجر بودند ، بيرون آمده بودند از ديار و اموال خود ، و وصف ايشان كرد ابو هريره و فضالة بن عبيد . گفتند كه : ايشان چنان بودند از گرسنگى كه به روى مىافتادند و عرب ايشان را ديوانگان مىپنداشتند . و لباس ايشان صوف بود ، و از ايشان بعضى عرق مىكردند چنان كه بوى ميشى كه باران بر وى آمده باشد از ايشان مىآمد « 1 » . و صوف لباس انبياء است و زى اولياء . و ابو موسى الاشعرى روايت كند از مصطفى صلوات اللّه عليه كه هفتاد پيغمبر پاى برهنه بودند و بر تن ايشان عبا بود طواف كعبه مىكردند « 2 » و حسن [ بصرى ] گفت كه : عيسى عليه السلام جامهء موى گوسفند پوشيدى و از درخت خوردى و هر كجا بودى و شب در آمدى بخفتى . و حسن بصرى گفت : هفتاد كس از بدريان يافتم كه نبود لباس ايشان الا صوف . و چون صفت ايشان صفت اهل صفه بود و لباس ايشان لباس اهل
--> ( 1 ) - در التعرف ص 22 عبارت ذيل وجود دارد كه صاحب خلاصه متعرض آن نشده است و با اين كه عين عبارت عربى در شرح تعرف ج 1 ص 60 نيز نقل شده به فارسى ترجمه نگرديده است و شايد به همين سبب خلاصهكننده نيز از آن در گذشته است . عبارت عربى چنين است : هذا وصف بعضهم لهم حتى قال عيينة بن حصين للنبى صلى اللّه عليه و سلم : انه ليؤذينى ريح هؤلاء اما يؤذيك ريحهم ؟ ( 2 ) - در روايت نبوى اين چند كلمه در آغاز بنا بر نقل التعرف ص 22 آمده است : انه مر بالصخرة من الروحاء سبعون . . .